AS POLICE have cracked a $7 million drug ring allegedly being run by mobile phone from a maximum security jail cell, a government authority has refused requests to block phone signals in prisons - because it wants mobile phone users consulted first.
THE former NSW Liberal MP Bruce Baird has supported the Remuneration Tribunal's concerns that federal ministers are underpaid, saying politicians' salaries are not high enough to attract talented people into Parliament.
THE National Party MP Andrew Fraser faces further sanctions after he yelled at the Government's leader of the house, John Aquilina, and pushed a female colleague in the Legislative Assembly. Mr Aquilina plans to refer Mr Fraser's behaviour to parliament's privileges committee.
OShajarian : No Morghe sahar
Written by Administrator
Friday, 07 September 2007
رضايت شنوندگان حتي بدون مرغ سحر
ايران - مجيد رئوفي
يك اتفاق مهم بود. شايد مهمتر از برگزاري كنسرت محمدرضا شجريان و گروه آوا در ايران. پرويز مشكاتيان در كنسرت يار و همراه و همكار قديمياش شركت كرد و تا پايان مراسم در سالن ماند.
پرويز مشكاتيان كه سالها بود به دليل اختلاف با محمدرضا شجريان، هيچگاه در كنسرتهاي او شركت نكرده بود و تمام همكاريهاي خود با او را قطع كرده بود، در كمال ناباوري و حيرت حاضران در سالن و اهالي موسيقي، در شب اول اجراهاي جديد او به سالن وزارت كشور آمد.
آنچه نزديكان شجريان ميگويند اين است كه مشكاتيان يك ساعت پيش از آغاز اجرا، به پشت صحنه رفت و شجريان را در آغوش كشيد. سالها بود كه آنها از هم دور افتاده بودند و هيچگاه ارتباطي با هم نداشتند، اما دوشنبه شب، فرصتي بود براي پايان بخشيدن به اين دوري ناميمون براي موسيقي ايران.
مشكاتيان، در شب اول كنسرت دوست قديمياش محمدرضا لطفي هم شركت كرده بود و در ابتداي مراسم او را هم در آغوش كشيده بود، اما در زمان استراحت بين دو بخش برنامه، با حالتي قهرگونه، محل برگزاري كنسرت را ترك كرد و پاترولش را روشن و كاخ نياوران را ترك كرد.
پس از آن طي مصاحبههايي با خبرگزاريها و رسانهها، انتقادات شديدي نسبت به اجراي لطفي به زبان آورد كه با واكنش خفيف شاگردان لطفي هم روبهرو شد. به هر روي، به نظر ميرسيد كه حضور مشكاتيان در كنسرت شجريان هم ميتواند آبستن چنين اتفاقي باشد. اما يك مشكاتيان سرزنده و شاد، اين ظن را كمرنگ ميكرد.
او بيش از نيم ساعت ايستاد و با هواداران فراوانش صحبت كرد، با آنها عكس گرفت، چند خطي به يادگار برايشان نوشت و هيچگاه هم خنده از لبانش محو نشد.
پس از آن طي مصاحبههايي با خبرگزاريها و رسانهها، انتقادات شديدي نسبت به اجراي لطفي به زبان آورد كه با واكنش خفيف شاگردان لطفي هم روبهرو شد. به هر روي، به نظر ميرسيد كه حضور مشكاتيان در كنسرت شجريان هم ميتواند آبستن چنين اتفاقي باشد. اما يك مشكاتيان سرزنده و شاد، اين ظن را كمرنگ ميكرد. او بيش از نيم ساعت ايستاد و با هواداران فراوانش صحبت كرد، با آنها عكس گرفت، چند خطي به يادگار برايشان نوشت و هيچگاه هم خنده از لبانش محو نشد.
انبوه جمعيت اطراف او تا انتهاي سالن بزرگ وزارت كشور، به چشم ميخورد و همه درباره برخورد بسيار خوب مشكاتيان با مردم صحبت ميكردند. تعدادي از مسوولان اجرايي برنامه و حتي خود حميدرضا نوربخش مدير برگزاري كنسرت هم از مردم خواستند تا به مشكاتيان فرصتي براي نشستن بر صندلي و استراحت كوتاهي بدهند، اما مشكاتيان همچنان در حال صحبت با مردم و پاسخ دادن به سوالات فراوان آنها بود.
همه چيز براي دقيقه 90
تا چند ساعت مانده به آغاز زمان كنسرت اول محمدرضا شجريان، هنوز تكليف برگزاري كنسرت مشخص نشده بود. صحبتهايي كه مطرح ميشد، اميدوارانه بود، اما تا اعلام رسمي برگزاري كنسرت از سوي راديو، كساني كه با مشقت بليت حضور در اين اجرا را خريده بودند، نگران بودند مبادا مشكلات حل نشده و كنسرت لغو شود.
اما با اعلام لحظه به لحظه راديو پيام از اوضاع و احوال برگزاري كنسرت در محل سالن بزرگ وزارت كشور، همه با خيال راحت، به سوي ميدان فاطمي حركت كردند. پشت بليتها نوشته شده بود راس ساعت20، درهاي سالن بسته ميشود. به همين دليل هم انبوه مردم، از حول و حوش ساعت 7 عصر جلوي در سالن وزارت كشور تجمع كرده بودند. تعدادي از حاضران با ساك مسافرت ديده ميشدند. آنها از نقاط مختلف ايران آمده بودند تا به صداي خوش استاد دل بدهند.
بيش از يك سال و نيم، از آخرين كنسرت شجريان در ايران ميگذشت و بسياري از علاقهمندان موسيقي ايران تشنه شنيدن صداي او. پس عجيب نبود، وقتي شنيديم در كمتر از يك ساعت، تمام 19 هزار بليت كنسرت او به فروش رسيد و بسياري از علاقهمندان او مجبور ميشوند عليرغم ميل شجريان دست به دامن بازار سياه خريد و فروش بليت شوند. دوشنبه شب دوباره كه نه چند باره و به سياق تمام كنسرتهاي پيشين شجريان و اساتيد ديگر موسيقي ايران، بليتها تا مرز صدهزار تومان هم به فروش ميرسيد. در حالي كه گران قيمتترين بليت اين كنسرت، 30هزار تومان بود.
فقط با 10دقيقه تأخير
مردم مجبور بودند از در باريك ورودي سالن وزارت كشور، وارد محوطه باز آن شوند تا مسئولان كنترل بليتها با تراكم كمتري از مردم مواجه شوند. اما اين مشكل جلوي در ورودي و در خيابان منتهي به ميدان گلها، بدجوري حركت اتومبيلها را مختل كرده بود.
درهاي سالن، ساعت 8 بسته نشد و مردم تا ساعت هشت و نيم وارد سالن ميشدند تا كنسرت با يك تأخير 10دقيقهاي در ساعت هشت و چهل دقيقه آغاز شود. اين مسئله در نوع خود، قابل تحسين و جالب توجه بود. به ياد نداريم كنسرتهاي داخلي با تأخيري كمتر از نيم ساعت برگزار شده باشند.
با صحبتهاي آغازين حميدرضا نوربخش كه از حل شدن مشكلات به وجود آمده براي برگزاري كنسرت ميگفت، مردم روي صندليهاي خود مستقر شدند و رفتوآمدهاي فراوان در سالن قطع شد.
با حضور محمدرضا شجريان، سعيد فرجپوري، مجيد درخشاني، محمد فيروزي، حسين رضايينيا و همايون شجريان مردم از صندليها برخاستند و به شدت گروه را تشويق كردند. كنسرت با عنوان «با استاد سخن سعدي» نمونه مشابه اجراهاي بهاره محمدرضا شجريان و گروهش در اروپا بود.
تشويق، تشويق و تشويق
اولين قطعهاي كه در كنسرت برگزار شد، قطعه انتظار از ساختههاي مجيد درخشاني بود كه پس از آن تصنيف ماندگار «سروچمان» و «سخن عشق» از ساختههاي خود شجريان اجرا شدند. به ويژه تصنيف خاطرهانگيز «سروچمان» با تشويق شديد حاضران روبهرو شد.
كمانچه نوازي سعيد فرجپوري و تار نوازي مجيد درخشاني در لحظاتي حالت دوئت به خود ميگرفت و اجراي مشترك محمدرضا شجريان و همايون هم در قطعه «سروچمان» چنين حالتي را ميان پدر و پسر ايجاد ميكرد كه علاقهمندان را به شدت به وجد آورد. پس از اجراي حدوداً يك ساعته بخش اول، مردم براي استراحت به سالن خروجي تالار حملهور شدند و شجريان و گروهش هم براي استراحت نيم ساعت به پشت صحنه رفتند.
بخش دوم كنسرت با تصنيف «غوغاي عشقبازان» در دستگاه شور و آواز افشاري آغاز شد. آواز «ديدار» و تصنيف «در فراق» پس از آن روي اشعاري از سعدي، اجرا شد و نشان داد در بخش دوم برنامه، هم محمدرضا شجريان و هم همايون- كه قطعات بيشتري را خواند- حنجره آمادهتري دارند و به اين ترتيب، آوازهاي بيبديلي به علاقهمندانشان تقديم كردند. در قطعه «رقص پروانه» نوازندگان هم به همراه شجريان همخواني كردند و لحظات ويژهاي را ايجاد كردند.
آخرين تصنيف هم با نام «باده عشق» اجرا شد و پس از آن در خلال تشويقهاي شديد حاضران، شجريان و گروهش عزم خود براي پايان برنامه را به نمايش گذاشتند. اما ابراز احساسات تماشاگران باعث شد تا شجريان و گروهش دوباره روي سكوها بنشينند.
مردم به شدت از شجريان درخواست ميكردند تا قطعه هميشگي كنسرتهايش يعني «مرغ سحر» را اجرا كند، اما او اعلام كرد به اين دليل كه اين قطعه را بارها اجرا كرده، بهتر است قطعه جديدي به نام «ساقيا» را اجرا كند كه آهنگسازش هم «سعيد فرجپوري» است.
مردم دوباره روي صندليها نشستند اما همه موبايلها براي فيلمبرداري از اين اجرا روشن شده بود و خط نور طولانياي را در رديفهاي جلو شكل داده بود. اين در حالي بود كه پيش از اجراي اين قطعه پاياني، هيچ كس به خودش اجازه نداده بود، موبايلي روشن كند يا از اجرا فيلمبرداري كند.
پس از پايان اجراي اين قطعه، شجريان و گروه در مقابل تشويق شديد مردم تعظيم كردند و به پشت صحنه رفتند. اما مردم دستبردار نبودند. همه سالن، ايستاده بودند. آنها انتظار داشتند شجريان دوباره روي صحنه بازگردد و قطعه ديگري اجرا كند، اما مسئولان اجرايي كنسرت اعلام كردند كه وقت تمام شده و امكان اجراي قطعه ديگري نيست. حتي چراغها خاموش شدند اما سوتهاي فراوان مردم، مسئولان فني سالن را مجبور كرد كه چراغها را دوباره روشن كنند.
شجريان روي صحنه بازگشت و همه سعي كردند جايي براي نشستن پيدا كنند تا يك قطعه ديگر را بشنوند. اما او و گروه آوا، دوباره در مقابل ابراز احساسات شديد مردم، تعظيم و صحنه را ترك كردند. ساعت 12 نيمه شب بود و خيابان فاطمي در محاصره مردمي كه سراغ اتومبيلها ميرفتند.
هوشنگ ابتهاج، شفيعي كدكني، محمدرضا درويش و چند تن از برادران گروه كامكارها هم همراه با مردم از سالن خارج شدند. مردم از اين اجرا راضي بودند، هر چند «مرغ سحر» خوانده نشد...